اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

252

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

روميان پيوسته از طرف پادشاه روم حكومت يافتند و اول حاكم از قبيله » تنوخ « بن مالك بن فهم بن تيم الله بن اسد بن وبرة بن تغلب بن حلوان بن عمران بن الحاف بن قضاعه بود كه كيش نصرانى گرفتند و از طرف امپراطور روم بر عرب شام حكومت يافتند . از تنوخيان نخستين پادشاه » نعمان « بن عمرو بن [ مالك بود آنگاه ] » بنو سليح « كه فرزندان سليح بن حلوان بن عمران بن الحاف بن قضاعه باشند غالب شدند و مدتى شام را در دست داشتند ، تا آنكه قبيله ازد پراكنده گشته بعضى به تهامه و بعضى به يثرب و برخى به عمان و ديگر زمينها ، و غسانيها به شام رفته در بلقاء فرود آمدند و از » سليح « خواستند كه با آنها در اطاعت پادشاه روم درآيند و در بلاد شام زندگى كرده در نفع و ضرر با قبيله » سليح « شريك باشند . رئيس » سليح « كه آن روز » دهمان بن عملق « بود بپادشاه آن روز روم » نوشر « كه در انطاكيه جاى داشت نوشت و او هم پيشنهاد غسان را با شرايطى پذيرفت و زمانى گذشت تا آنكه بسبب خراجى كه پادشاه روم ميگرفت ميان او و غسان نزاعى پيش آمد تا آنجا كه مردى از غسان بنام » جذع « [ 1 ] مردى از كسان پادشاه روم را با شمشير خود زد و كشت . پس كسى گفت : » خذ من جذع ما اعطاك « بگير از جذع آنچه را به تو بخشيد ، و اين گفتار مثل گرديد ، در نتيجه پادشاه روم با غسانيان جنگيد و آنها نيز در مقابل ايستادگى كرده در » بصرى « ى دمشق بجنگ ايستادند ، سپس به » مخفق « [ 2 ] رفتند چون پادشاه روم شكيبايى غسان را در جنگ و ايستادگى آنها را در مقابل لشكريانش ديد نخواست شكستى بدانها راه يابد ، غسانيان هم خواستار صلح شدند به شرط آنكه بر آنها پادشاهى از غيرشان نباشد . امپراطور روم پذيرفت و » جفنة « بن علية بن عمرو بن عامر را بر آنها پادشاه ساخت و اختلاف روم و غسان جاى خود را باتفاق و يگانگى داد . بعد از » جفنة بن عليه « اول پادشاه نامدار بزرگوار آل غسان » حارث « بن

--> [ 1 ] جذع بن عمرو غسانى ( قاموس ) . [ 2 ] بر وزن محدث : ريگزارى در پايين دهناء از سرزمين بنى سعد ( مراصد ) ل : محفف .